رنگ‌ها, روانشناسی رنگ

تاثیر رنگ‌ها در روانشناسی نوین

تأثیر روانشناختی رنگ‌ها

از دیرباز تأثیر روانشناختی رنگ‌ها در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده اسـت؛ مـثلاً ثابت شده که اتاق‌هاى آبى در بیمارستان‌ها یا شیشه‌هاى آبى رنگ روى بیماران تأثیر مثبتى به جاى می‌گذارد و یا رنگ‌هاى سبز و آبى خستگى را کاهش می‌دهند. رنگهاى سبز و آبى از رنگ‌هاى سردند و آبى رنگ آرامش است. رنگ‌هاى بنفش و ارغوانى از رنگهاى مجلل و فاخرند و بنفش رنگ وقار و عفـت نفـس اسـت. قرمز تیره و بنفش تیره و سیاه قابلیت دید کمترى دارند و فضا را محدودتر نشان مى‌دهند. قرمز سمبل زندگی، قدرت و نشاط است اما براى اشخاص عصبى مناسب نیست. نارنجى سمبل انرژى است و لیموئى اشتهاآور است و براى اشخاص عصبى مناسب مى‌باشد. رنگ سبز و آبى توأماً باعث شادى مى‌شوند، براى همین است که دریا و سبزه موجـب تسـکین اعصـاب و رفـع خستگى روان است. تلفیق رنگ سیاه، و زرد تأثیر بصرى زیادى دارد و براى مشخص‌کردن موانع و محدوده‌هاى خطر استفاده می‌شود.

در روانشناسى نوین، رنگ‌ها یکى از معیارهاى سنجش شخصیت به‌شمار می‌آیند؛ چراکه هریک تأثیر خاصى در روح و جسم هر فرد باقى می‌گذارند و نشانگر وضعیت روانى و جسـمى وى هستند. انسان از روزگاران دور تحت نفوذ و تأثیر رنگ‌هاى پیرامون خویش بوده و در طى صد و چند سال گذشته که صنعت رنگ‌سازى به اوج تحول خود رسیده، این تأثیر دو چندان شده و در همه ارکان زندگى انسان‌ها رخنه کرده است. ایـن اسـتفاده روزافـزون از رنگ‌ها تحول زیادى در زمینه روانشناسى رنگ پدید آورده است. رنگ‌ها سرشار از نیروهای بس خارق‌العاده هستند. نیروهایی که مانند هسـته‌های انـرژی‌زا و گرمابخش، تماشاچی خویش را متأثر می‌سازد که صرف‌نظر از تأثیرات منفی یا مثبت که بر ضمیر نا خودآگاه باقی می‌گذارند. هنرمند خلاق نه‌تنها باید در دنیای بیکران رنگ‌ها به سیر و سیاحت بپردازد و توشه خویش را از تجربه‌های علمی آکنده سازد، بلکه همچنین لازم است تا مفاهیم رنگ را در کلیه ابعاد بشناسد.

اما مهمترین این ابعاد که اعتبار مفاهیم زیباشناسی رنگ متکی بدانهاست ابتدا شناخت رنگ به عنوان یکی از برجسته ترین عوامل ترکیب‌بندی و دیگر قدرت رنگ در برقراری ارتباط است که باید بدانیم سه دسته در آثار هنرمندان نقاش که مفاهیم رنگ و ویژگی‌های رنگ را به کار می برند اینها هستند:

رنگ از نظر عناصری تجسمی برای توصیف موضوع اثر و خصوصیات آن بکار می‌رود. بـه همین دلیل است که پاییزی و زمستانی بودن یک منظره را همراه با ویژگیهایش می‌توان نشان داد. از این خصوصیت رنگی حتی می‌توان در مورد یک طبیعت بیجان و عناصر دیگر نیز استفاده کرد؛ مانند آثار نقاشان طبیعت‌گرا که توسط رنگ موضوع خود را بیان می‌کنند. یوهانس ایتن بدون درنظر داشتن ارزش‌های استعاری و توصیفی رنگ، از رنگ برای به تصـویرگذاشتن ارزش‌های درونی و زیبایی‌ها و تأثیرات خود رنگ استفاده می‌کنند. از ایـن خصوصیات رنگ در بسیاری از محصولات صنایع دستی و هنرهای سنتی نیز استفاده می‌شود. او نخستین فردی است که در زمینه شناخت مفاهیم رنگ، اصول و قوانینی وضع کرد که تا به امروز به قوت و اعتبار خویش پابرجاست. او در رابطه با اینکه آیا یک هنرمند برای درک مفاهیم زیبایی شناختی رنگ در یک اثر هنری باید به آشنایی با یـک سلسله اصول و قواعد مشخص آشنا باشد می‌گوید: اگر شما بی آنکه در مورد تئوری‌های رنگ‌ها و مفاهیم اساسی آن مطالعه عمیق داشته باشید و موفق شدید که با استفاده از عامل رنگ آثار هنری بیافرینید، پس شیوه خویش را دنبال کنید و در پی دست‌یافتن به تئوری‌های جدید رنگ خود را سردرگم نکنید اما اگر شکست خود را در زمینه خلق آثار برجسته هنری آن را ناشی از بی‌تجربگـی و عدم آشنایی با مفاهیم و تئوری‌های رنگ می‌دانید پس لازم است که به مطالعه عمیق و گسترده در این راستا دست بزنید. از نظر ایتن رنگ خود زندگی است و مفهوم آن به همان گستردگی مفهوم زندگی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *